کد خبر : 923
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۵
-

پای صحبت های یک معلم نمونه و محبوب سراب

پای صحبت های یک معلم نمونه و محبوب سراب
خانم فرخنده آذربایجانی از معلمان محبوب و خوشنام دبستان های سراب معلمی را بزرگترین افتخار می داند.

به گزارش شبکه خبری مردم سراب،همواره معلمان به عنوان طلایه داران علم و آگاهی جامعه درصدرقراردارند و مورد احترام مردم در هردوره و عصری بوده و خواهند بود،به مناسبت هفته گرامیداشت معلم پای صحبت های معلم پیشکسوت و خوشنام آموزش و پرورش خانم فرخنده آذربایجانی می نشینیم و لحظاتی با خاطرات او همراه می شویم:

چه شد که معلم شدید؟

هدف از استخدام در آموزش وپرورش، پرورش وتربیت نسل آینده میهن عزیزمان ایران بود.ومن با اگاهی از این هدف و علاقه و با ورقلبی وارد حرفه معلمی شدم.

کمی از سوابق کاریتون بگید و اینکه اگه زمان به عقب برگردد باز هم معلم می شوید؟

در مورخه ۱۳۵۲.۸.۱در آموزش وپرورش سراب استخدام شدم و به مدت ده سال مدیر کودکستان باغچه کودک ودبستان ارم بودم .ومدت ده سال  سمت دفتر دار دبستان ابوریحان  بوده وبقیه خدمتم تا سال ۸۳ در دبستان دخترانه سعدی افتخار خدمت داشتم .

چه احساسی دارید وقتی شاگردان موفق خود رو می ببینید و متقابل چه احساسی درمورد شاگردان بدفرجام؟

دانش اموزان خود رابسیار دوست میداشتم وهرآنچه برای فرزندانم ارزو داشتم برای انان نیز از خداوند متعال خواستار بودم .

وهر روز از خدا میخواستم مرا دراین راه یاری فرماید .هم اکنون بعد از سالها وقتی فرزندانم را میبینم که هر کدام در کار وتحصیل وزندگی موفق هستن به خود میبالم وهمواره در جشن شادی اغاز زندگی مشترکشان وروزهای سبز زندگیشان دعوت میشوم وبا خوشحالی شرکت میکنم .

برای شاگرد بسیار عزیزودوست داشتنی ام خانم رعنا فرجی اذر که از دانش اموزان بسیار مودب وزرنگ دوران خدمتم بودند والان درکسوت پرستاری وجز مدافعین سلامت در عرصه مبارزه با بیماری منحوس کرونا هستند ارزوی سلامتی وتندرستی دارم وبا شنیدن مبتلا شدنشان به این بیماری خیلی ناراحت شدم وبرای سلامتی شان دعا کردم .وبسیار شاکر خداوند متعال هستم که سلامتی شان را به دست اوردند واز بیمارستان مرخص شدند .

یک خاطره

در دوران خدمت خاطرات بسیار تلخ وشیرینی دارم ولی خاطره ای که بسیار در ذهنم ماندگار شده را عرض میکنم

در کلاس درس دانش اموزی داشتم که در اغاز سال تحصیلی به نزد من امد وگفت خانم معلم زمانی که ماشیفت صبح هستیم اجازه بدهید من زنگ اخر یک ربع زودتر به منزل برم .چون دانش اموز خوب ومودبی بود این اجازه را دادم .وبعدا متوجه شدم که این دانش اموز از خانواده مستمندی است که پدر مریض دارد واین دختر هر روز یک ربع زودتر به خانه میرفت تا کفش هایش را با برادرش تعویض کند تابرادرش بتواند خود را به مدرسه برساند.

مادر این دانش اموز با تشویق بنده به ادامه تحصیل پرداخت وهم اکنون در اموزش وپرورش به تعلیم وتربیت دانش اموزان مشغول است ودانش اموز دختر تحصیلات عالی کارشناسی ارشد را به اتمام رسانده وبرادرش هم لیسانس گرفته ودر اموزش وپرورش استخدام شده .

*احساستون نسبت به این کلمات

معلم: مشعل فروزان علم و دانش

نظام آموزشی کشور: متاسفانه دارای نارسایی های است

سراب: شهری باستانی ولی فراموش شده

کتاب: بهترین دوست و یار اوقات فراغت

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.